العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

192

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

سيد بن طاوس مينويسد : روايت شده : سر مبارك امام حسين بكربلا باز گشت و با جسد مقدسش دفن شد . نظريه و عمل علماى شيعه همين معنا را دارد . اخبار فراوانى بر خلاف اينكه ما نوشتيم نقل شده ولى ما آنها را براى اينكه شرط كرديم اين كتاب مختصر باشد ذكر ننموديم . در كتاب مناقب ميگويد : ابو العلا حافظ نقل كرده : هنگامى كه سر مقدس امام حسين بر يزيد بن معاويه وارد شد يزيد آن سر مبارك را با عده‌اى از دوستان بنى هاشم و گروهى از دوستان ابو سفيان به طرف مدينهء طيبه فرستاد . سپس اثاث و اهل و عيال امام حسين را در حالى كه همه چيز را براى آنان مجهز و كليهء احتياجات آنان را بر طرف كرده بود به طرف مدينه فرستاد . سر مقدس امام حسين را براى عمرو بن سعيد كه در مدينه گماشتهء وى بود فرستاد . عمرو بن سعيد گفت : من دوست داشتم كه اين سر نزد من فرستاده نشود . سپس دستور داد تا آن سر را در بقيع نزد مادرش فاطمه دفن نمودند . غير او نيز روايت كرده است : سليمان بن عبد الملك بن مروان در عالم خواب ديد گويا : پيامبر خدا او را مورد نوازش و لطف قرار داده است . سليمان حسن بصرى را خواست و راجع به تعبير آن خواب جويا شد . حسن گفت : شايد تو نسبت به اهل و عيال پيامبر خدا كار نيكى كرده باشى ؟ سليمان گفت : من سر امام حسين عليه السلام را در خزانهء يزيد بن معاويه يافتم . تعداد پنج قطعه پارچهء ديبا به آن سر مبارك پوشاندم و با گروهى از اصحاب خود بر آن نماز خواندم و آن را دفن نمودم . حسن گفت : پيغمبر براى اين عمل از دست تو راضى شده است . سليمان حسن را تحسين نمود و دستور داد تا به او جائزه دادند . نيز غير از اين دو نفر روايت كرده‌اند كه سر مقدس امام حسين مدت سه روز در دمشق بر فراز دار بود . بعدا در خزانه بنى اميه بود تا آن موقعى كه سليمان بن عبد الملك متصدى مقام خلافت شد . وى آن سر مقدس را خواست . سر را نزد او حاضر نمودند . سرى بود عظيم و سفيد . او سر مبارك امام حسين را در يك جامه‌دان نهاد